بازدید امروز : 28
بازدید دیروز : 121
بازدید این ماه : 3773
بازدید کل : 55834
ورودی گوگل : 4
تعداد کل مطالب : 343
تعداد لینک ها : 1
سم الله الرحمن الرحیم
با بررسی صفحات به جای مانده از تاریخ می توان به خوبی دریافت که همواره و در همه زمان ها افرادی بوده و هستند که با دست بردن در قضایای تاریخی، واقعیات را به صورتی دیگر و گاهاً صد و هشتاد درجه بر خلاف آنچه که اتفاق افتاده است، بیان می کنند.
حتی در زمان ما نیز که بازار شایعات بسیار پر رونق است نمونه های این گمانه زنی ها و دروغ بافی ها به وفور دیده می شود.
از نمونه های بسیار بارز این مسأله ، که أخیراً در میان برخی از عوام نیز شایع شده است و مستمسک عدّه ای از خواص نیز قرار گرفته است ، مربوط به نقل قولی از مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی می شود، به این بیان که ایشان فتوا به جواز و بلکه فتوا به وجوب قمه زنی داده اند.
در این میان عدّه ای از غرض ورزان و بلکه مخالفین انقلاب اسلامی، این نقل قول سراسر کذب را مورد استدلال خود قرار داده و به مخالفت صریح با مواضع رهبری انقلاب اسلامی برخاسته اند.
تمام این در صورتی است که هیچ قرینه ای بر وقوع این مطلب وجود نداشته و ندارد، چه اینکه شواهد تاریخی نشانگر آن است مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی نه تنها فتوا بر وجوب یا جواز قمه زنی نداده بلکه فتوا بر حرمت قمه زنی داده است.
ما در این مقاله به تعدادی از این شواهد تاریخی پرداخته ایم که امید است مورد توجه خوانندگان محترم قرار گیرد :
مطلب اول :
علامه سید محسن امین صاحب کتاب گران سنگ اعیان الشیعه از علمای بزرگ و مصلحان قرن ۱۴ هجری قمری می باشند .
ایشان در سال هایی که در دمشق اقامت داشتند به این فکر افتادند که عزاداری ها را از اموری که باعث وهن مذهب حقه ی تشیع می شود منزه کنند ؛اموری از قبیل قمه زنی و روضه هایی که بعضی از منبری ها می خواندند ، در حالی که هیچ سند و مدرکی نداشته بلکه به جعل روضه خوان ها وارد عزاداری ها شده است .
مرحوم علامه امین در این زمینه دو کتاب نوشتند یکی کتاب المجالس السنیه فی مناقب و مصائب العترة النبویة که در مورد مصائبی بوده که از کتب معتبره نقل شده و دوم کتاب التنزیه لاعمال الشبیه که این در مورد عزاداری هایی از قبیل قمه زنی هست و در این کتاب مولف قائل به حرمت اعمالی از قبیل قمه زنی هست .
بعد از انتشار کتاب التنزیه عراقی ها بر علیه علامه امین موضع گرفتند و به ایشان دشنام می دادند !! اما مرجعیت شیعه که در آن زمان بر دوش مرجع علی الاطلاق زمان آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی بود به کمک سید امین عاملی رفت و فتوا به حرمت قمه زنی داد .
مرحوم سید محسن امین در اعیان الشیعه در ذیل ترجمه سید ابوالحسن اصفهانی گوید :
« و من لطیف الاتفاق ان سنة ولادته موافقة لسنة ولادتنا و مجیئه إلى العراق فی سنة مجیئنا إلیها و قال اننی جئت بعد وفاة الشیخ محمد حسین الکاظمی الذی توفی سنة ۱۳۰۸ و فی تلک السنة کان مجیئنا بعد وفاة المذکور و کان شریکنا فی درس الشیخ ملا کاظم الخراسانی فی الأصول. هذا مع المشابهة بیننا فی الشکل حتى کان کثیر من الناس یشتبه بیننا و بینه حین تشرفنا بزیارة النجف سنة ۱۳۵۲…»

« از لطایف آن است سال ولادت آیت الله اصفهانی با من یکی می باشد و هردویمان در یک سال وارد به عراق شدیم و با هم در درس آخوند خراسانی شرکت می کردیم و بعلاوه از لحاظ شکل هم بسیار شبیه هم بودیم حتی وقتی در سال ۱۳۵۲نجف مشرف شدم بسیاری از مردم من را با ایشان اشتباه می گرفتند.. »
« و لما ألفنا رسالة التنزیه لأعمال الشبیه و هاج هائج المغرضین و استهووا العامة و الرعاع، کان له موقف حازم فی نصرتنا و تأیید نظرنا بقدر الاستطاعة و أصابه رشاش مما أصابنا کما أخبرنا بذلک حین اجتماعنا به فی الکوفة ثم ما لبث ذلک الزبد ان ذهب جفاء. ( أعیانالشیعة، ج۲، ص: ۳۳۳)»
« و وقتی رساله التنزیه لأعمال الشبیه را نوشتم و برانگیخته شد غرض غرض ورزان و بی خرد و سر گشته گردانیدند عامه ی مردم را ، آیت الله اصفهانی موقف هوشیارانه ای را در کمک به ما داشت و نظر ما راجع به حرمت قمه زنی را در حد توانش تایید کرد و قطره هایی از مصیبت هایی که به ما اصابت کرد به ایشان هم اصابت کرد همانگونه که ایشان در کوفه به من خبر داد . بعد هم این کف های روی آب از بین رفتند و باقی نماندند.»
مطلب دوم :
آیت الله العظمی شبیری زنجانی در مورد «علامه سید محسن امین العاملی» در کتاب جرعه ای از دریا چنین می گویند:
« من ایشان را زیارت نکردم، ولی زمانش را درک کردم. مرحوم امین در دمشق شام بودند … عجیب است ایشان مدتی مورد لعن برخی از شیعیان قرار گرفته بود و در برنامه های أیام عاشورا در کربلا و جاهای دیگر، دستجات شیعیان از او تبری می کردند : « آه من العاملی فتواه … ».
آیت الله شبیری زنجانی در جواب این سؤال که آیا علت لعن سید محسن، نهی از قمه زنی بوده، می فرمایند:
« بله، ایشان در شام گرفتار فرانسوی ها بود. آنها آنجا را اشغال کرده بودند و این قمه زدن در نظر آنها خیلی اسلام را موهون نشان می داد! عراقی ها نمی توانستند فرض کنند که شرایط آسید محسن با شرایط آنها فرق می کند. اگر ایشان در عراق بود، این کار را نمی کرد. آنها هم اگر در آنجا بودند، قمه زدن را ترویج نمی کردند.
در آن موقع آقایان نجف از فتوای ایشان نه تنها حمایت نکردند بلکه مخالفت کردند! تنها کسی که مخالفت نکرد، آقای آسید ابوالحسن بود.
از آقای فخّام ( مرحوم سید محمد رضا حسینی فخّام از فضلای معاودین عراقی که أخیراً در قم مرحوم شد ) شنیدم : در اثر همان عدم مخالفت، اهالی بصره از تقلید آسید ابوالحسن به آقای نائینی عدول کرده بودند!».
آیت الله شبیری زنجانی در إدامه می فرمایند:
« شنیدم : آسید محسن، آن روز در دسته جات مورد طعن و لعن و تبرّی بود، اما مدتی بعد که می گذرد، جوّ عوض می شود و با استقبال خیلی مهم وارد عراق می شود. اینها موسمی است … ».
مطلب سوم :
مدتی پیش یکی از واعظین معروف نقل قولی از مرحوم آیت الله العظمی بهجت می کند که ایشان فرموده بودند: « یک سال سید ابوالحسن اصفهانی فتوا به وجوب قمه زنی داده و در آن سال ۴۰۰مجتهد قمه زدند …!!! »
بعد از پخش این مطلب، عده ای از مرحوم آیت الله العظمی بهجت استفتاء می کنند که آیا این قولی که به شما نسبت داده اند صحیح است یا خیر؟
ایشان در جواب می نویسند :
«بسمه تعالی
آنچه بنده نقل کرده ام مخالفت مرحوم استاد آقا سید ابوالحسن اصفهانی رحمة الله علیه با عملیت قمه و آنکه تا آخر هم مخالف ماندند و هیچ اجازه ندادند. اما بنده چنین لباس خون آلودی ندارم و چنان وصیت را هم نکرده ام و السلام.»

بعد از این استفتاء معلوم شد امر کاملا بر عکس بوده و مرحوم اصفهانی مخالف قمه زنی بوده اند و تا آخر هم هیچ اجازه ندادند.
مرتبط :
مخالفت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی با قمه زدن به نقل از آیت الله بهجت
مخالفت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در مورد حرمت قمه زنی به نقل از علامه سید محسن امین العاملی
فتوای تاریخی آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی در مورد قمه زنی