انجمن روسیاه حجتیه …

« قبلی بعدی »
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از سایت رجا نیوز

محمد رحمانی: «فلسفه نجس و ضاله است، از بین تمامی علما فقط آقای “و؛س؛خ” اعلم بودند بقیه اصلا سواد ندارند، خدا رحمت کند حضرت آیت الله حلبی را چقدر برای دین زحمت کشید، تمام شاگردان ایشان امام زمانی هستند، حکومت جامعه ما جوانان را ضد دین می کند، باید از سیاست دست برداشت، فلانی در دیدار با امام زمان گفته است…، ما نیز زمانی به رهبری اعتقاد داشتیم ولی به دلایلی…»

اینها گوشه‌ای از ادبیات جذب و شستشوی مغزی انجمن حجتیه است که با تشدید فعالیت های خود، قشر مذهبی و متدین جامعه را هدف گرفته است، البته این فعالیت ها نه به نام انجمن بلکه با نام هیئت ها و محافل مذهبی صورت می‌پذیرد.

انجمن حجتیه چیست؟

انجمن خیریه مهدویه حجتیه درسال ۱۳۳۵ توسط شیخ محمود ذاکر زاده تولائی معروف به شیخ حلبی با هدف مبارزه با بهائیت از طریق اعتقادی تاسیس شد.

اگرچه انجمن در تبصره دوم خود آورده است که “انجمن به هیچ‌وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسؤولیت هرنوع دخالتی را که در زمینه‌های سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، بر عهده نخواهد داشت.” ولی عملامخالفت آنها با اقدام سیاسی و خاموش کردن احساسات انقلابی یک مسلمان خواه یا ناخواه انجمن را به یکی از جریانات سیاسی تبدیل کرده است.

افکار و عقاید انجمن حجتیه، قبل از انقلاب

بزرگ نمایى و جلوه‏دادن بهائیت به عنوان دشمن اصلى،‏ اصلی ترین ویژگی انجمن به حساب می آید، در این زمینه شیخ حلبى تأکید مى‏کرد: «امروز امام زمان‏علیه السلام از کسى جز این خدمت را نمى‏پذیرد و چیزى جز این انتظار ندارد. به خدا قسم! امروز تکلیف شرعى و دینى همه ما آن است که با بهائیت مبارزه کنیم.»

اما شاید نکته ای که کمتر به آن توجه شده باشد، تناقض عقیده و عملکرد این انجمن است. یعنی در حالی که نخست وزیر و بسیاری از اعضای هیئت دولت و نزدیکان دربار بهایی هستند، نمی توانید انتقادی را نسبت به دربار از سوی انجمن بیابید.

حتی اعضایی که به نحوی به رژیم سلطنت اعتراض می کردند، بر اساس تبصره دوم انجمن بلافاصله به نحوی طرد می شدند، چراکه به زعم آنان، اسلام تنها دین عبادت است و دخالت در سیاست، زیبنده پیشوایان دینى نیست.

پس حمایت علمای بزرگ از انجمن از چه رویی است؟

مبارزه با بهائیت و سخن گفتن از امام زمان به ذاته امر مقدسی است لذا اکثر علما از شروع حرکت انجمن حمایت کردند، سند زیر نشانگر اجازه امام خمینی برای اختصاص سهم امام برای فعالیت های انجمن است.

در این بین می توان حمایت هایی را از شهید مطهری نیز یافت

اما این حمایت ها با شروع نهضت امام از ۱۴ خرداد۴۲ سیر نزولی می یابد و با موضع گیری انجمن درباره هدر بودن خون شهدا به طور کامل قطع می شود.

یکی دیگر ازاعتقادات این انجمن بر این اصل مبتنی شده که قیام‏هاى قبل از ظهور محکوم به شکست است. آنان با استفاده از برخى روایات، صاحب پرچم‏هاى قیام قبل از ظهور را گمراه مى‏دانستند و تشکیل حکومت و بسط عدل را در جهت انسداد باب مهدویت مى‏شمردند.

همچنین انجمن، جهاد در دوران غیبت را بی معنا می داند؛ شیخ حلبى در این باره مى‏گوید: «[شیعه مى‏گوید:] در عصر غیبت امام زمان‏علیه السلام جهاد نیست، چرا؟ چون حاکم اسلامى که باید معصوم باشد، مصداق پیدا نکرده است. وظیفه داریم فقط دین خود را حفظ کنیم. تکالیف شرعى‏مان را انجام دهیم و به شبهات منکران جواب دهیم و دیگر هیچ.»

یکی از شاخصه های اصلی شناسایی انجمنی ها مخالفت انها با فلسفه است، آنان فلسفه را نوعى بدعت می دانند.

از دیدگاه برخى ازانجمنی ها، کسى که فلسفه مى‏خواند یا درس مى‏دهد، از عدالت ساقط است، بنابر این شما خود تعامل انجمن با ابن سینا، سهروردی، ملاصدرا، ملاهادی سبزواری، ابونصر فارابی، غزالی، ابوالبرکات بغدادی، فخر رازی، خواجه نصیر الدین طوسی، صدرالدین دشتکی، شیخ بهایی، میرداماد، حضرت امام خمینی، علامه طباطبایی، شهید مطهری، آیت الله حسن حسن زاده آملی، ایت الله جوادی آملی، آیت الله محمدتقی جعفری، آیت الله محمدتقی مصباح یزدی و مقام معظم رهبری را بیابید.

حلبی کیست؟

محمود ذاکر زاده تولائی در ۱۷ شهریور ۱۲۷۹ متولد شد و در ۲۶دی ۱۳۷۶ فوت کرد. این روحانی مشهدی در ایام جوانی خود مدافع ملی شدن صنعت نفت بوده و حتی از مشهد کاندیدای مجلس هفدهم نیز می شود اما با اقبال نکردن مردم به وی، از سیاست سرخورده می شود.

حلبی در مورد با مبارزه با رژیم طاغوت گفته است: «نمی شود با رژیم تا بن دندان مسلح مبارزه کرد. کسانی که به این راه کشیده می شوند، خونشان هدر است و کسانی که افراد را به این راه می کشانند، مسئول این خون ها هستند. کار صحیح فعالیت های فرهنگی و ایدئولوژیک است نه مبارزه علیه رژیم.»

نگرش انجمن به سیاست و حکومت

انجمن طرفدار جدایی دین از سیاست در دوره غیبت است و به واقع انجمن یک تشکیلات سکولار به حساب می آید که دین را تنها در حریم شخصی، قابل توجه می داند.

اعتقاد به امکان نداشتن تشکیل حکومت اسلامی در دوره غیبت امام معصوم نیز جزو جدایی ناپذیر این تفکر به حساب می آید. از دیدگاه انجمن، نشانه های ظهور عبارت اند از شیوع گناه و فحشا در میان مردم که در اثر آن، خداوند آنها را به جور سلطان، قحطی زمان و ستم حکام عذاب می کند. بنابراین، آنان علایم آخر زمان را اینگونه تفسیر و از آن شاد هستند: «مردم از هم بیزار و همدیگر را مورد لعن قرار داده و به روی هم آب دهان می اندازند و شهادت به کفر یکدیگر می دهند.» آنان، گرانی، قحطی، زلزله های پیاپی، قتل و غارت، شیوع گناه و فساد و… را نوید دهنده ظهور می‌دانند.

ساواک و انجمن

سند ساواک به تاریخ ۱۳۵۰/۰۸/۱۳:

اخیرا حاجی آقا حلبی رهبر انجمن‌های ۱۴۰ گانه سراسر کشور به منظور توسعه و تعمیم انجمن مزبور در این استان به بندر عباس آمده و عده ای از اعضای انجمن‌های کرمان، سیرجان و رفسنجان برای دیدن ایشان به بندر عباس وارد شده اند. حاجی محمد زمانیان سرپرست انجمن کرمان ضمن بحث کلی به آقای حلبی گفتند در رفسنجان حدود ۶۵ نفر دستگیر شده اند که عده ای از آنها وابسته به انجمن بوده اند. اصولا گفته شده در رفسنجان بیشتر از رویه آیت الله خمینی پیروی می شود و این دستگیری به‌دنبال آتش زدن سینما و اتومبیل رئیس پلیس صورت گرفته و رهبر انجمن رفسنجان به اطلاعات شهربانی فراخوانده شده و ایشان گفته اند آن‌ها از مدت‌ها قبل با ما ایاب و ذهاب نداشتند و طبق تعهدی که داده اند، مسوول کارهای انجام شده خودشان هستند.

آقای حلبی از این روش به شدت ناراحت شده و اقزوده: ما را ساواک می شناسد و هدف ما را می داند و به طور کلی ما باید از جنجال‌های سیاسی دور باشیم و از رویه ی آیت الله خمینی و طرفداران کوتاه فکرش هم ابراز تاسف کرد.

نظریه شنبه: آقای حلبی با هر گونه وابستگی سیاسی و فعالیت سوء انجمن مخالف است.

به: ریاست شهربانی بجنورد
از: ساواک بجنورد
درباره: انجمن خیریه مهدویه

این ساواک با انتخاب قربانعلی محمدی مقدم برای انجمن خیریه مهدویه موافقت دارد. خواهشمند است دستور فرمایند چنانچه تغییراتی در اساسنامه آن حاصل گردد، این ساواک را آگاه سازند.
رئیس ساواک بجنورد، مهرآموز

در ملاقاتی که طی چند جلسه با شیخ محمود حلبی سرپرست انجمن مبارزه با بهائیت به عمل آمد، مشارالیه اظهار داشته که از هجده سال قبل تا کنون انجمن مزبور تشکیل شده و هر روز در اکثر شهرستان‌ها دارای تشکیلاتی گردیده و در تهران نیز در نقاط مختلف دارای جلسات و کنفرانس می باشد و تا کنون برای این جلسات صرفا ارشاد جوانان در مسائل دینی بوده و کوچک ترین مساله سیاسی در جلسات مطرح نشده است. حتی به علت این که به روحیه جنجالی روحانیان و وعاظ آشنایی دارد، اجازه ورود یک نفر از روحانیان را به جلسات و دخالت آنان را در این زمینه نداده است. مشارالیه اضافه نمود که انجمن تا کنون خدمات زیادی به دستگاه نموده حتی قبل از برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله که بهائیان قصد کسب امتیاز جهت آشنایی خود را داشته اند، اقدامات موثری به عمل آورده که به طور حتم به شرف عرض رسیده است زیرا تیمسار ارتشبد اویسی فرمانده کل ژاندارمری وقت در جریان بوده اند و ادامه داد چنانچه دستگاه مصلحت نداند که این انجمن با کار خود ادامه دهد به فعالیتش خاتمه داده، ولی مراتب را به شرف عرض همایونی خواهد رسانید. ضمن این که مذاکرات لازم در مورد مراقبت از جلسات به منظور جلوگیری از نفوذ احتمالی افراد خرابکار و برانداز انجام شده اقدامات مراقبتی نیز به عمل آمده و به منابع مربوطه آموزش لازم در این زمینه داده شده است. بدیهی است هرگونه خبر واصله به موقع به عرض خواهد رسید.
رئیس ساواک تهران، پرنیان فر

بر اساس همین تفکر، انجمن با روند انقلاب مخالفت و در جریان مخالف رهبری انقلاب، حرکت می‌کرد. به‌طور مثال، در نیمه شعبان سال ۱۳۵۷ امام خمینی(س) فرمان دادند که “اکنون لازم است در این اعیادی که در سلطنت این دودمان ستمگر برای ما عزا شده است، بدون هیچ‌گونه تشریفات که نشانگر عید و شادمانی باشد، در تمام ایران، در مراکز عمومی مثلاً مسجد بزرگ، اجتماعات عظیم برپا کند و گویندگان شجاع و محترم مصایب وارده بر ملت را به گوش شنوندگان برسانند.” (صحیفه امام، ج ۳، ص ۴۲۷)

در حالی که رژیم ستمشاهی برای مقابله با فرمان امام خمینی(ره) کوشش‌های فراوانی برای برگزاری جشن‌های نیمه شعبان مبذول می‌داشت، انجمن حجتیه هم همراه با رژیم در مقابل فرمان امام ایستاد و در تهران و شهرستان‌ها، جشن‌های دلخواه خود را برگزار کرد و برای این که پاسخی برای عمل خود داشته باشند، هیأتی را به سرپرستی حسین تاجری از مسئولان انجمن، نزد شریعتمداری فرستاده و از وی کسب تکلیف کرده بودند. این در حالی بود که شریعتمداری خود مهره قابل اعتماد رژیم به شمار می‌رفت. وی درگفت‌وگوی خود با مقامات ساواک در شب ۱/۷/۱۳۵۷ که به شماره ۷۴۰۴/۳۱۲ مورخ ۲/۷/۵۷ در بولتن چهاربرگی ساواک موجود است، گفته بود:

«سلام مرا به پیشگاه اعلیحضرت برسانید و به عرض برسانید که اعلیحضرت اطمینان داشته باشند. همان مشکلاتی که امروز ایشان دارند، ما هم داریم… یکی از پایگاه‌های مخالف با رژیم سلطنتی ایران، نجف است که من صد در صد با این پایگاه مخالفم. من برای حفظ مملکت، دیانت و سلطنت فکر می‌کنم… من معتقد به آزادی همه زندانیان نیستم، آنهایی را که اطمینان دارید بعد از آزادی تحریکات نمی‌کنند، آزاد کنید ولی بقیه را نگه دارید، مخصوصاً کسانی را که اهانت به مقام سلطنت می‌کنند.» (حمید روحانی، شریعتمداری در دادگاه تاریخ، به نقل از: اخگری، همان، ص ۵۶)

دیدگاه امام خمینی در مورد انجمن

امام خمینی در مورد انجمن حجتیه به ناطق نوری و پرورش وزیران وقت کشور و آموزش و پرورش می‌فرمایند: “به آنها پست کلیدی ندهید. خطرناکند. وقتی آمدند بین شما تفرقه ایجاد می کنند، تشتت ایجاد می کنند. برادران را به جان هم می اندازند. آنها کار دیگری دارند. دنبال مسئله دیگری هستند. اینها با شاه همکاری می کردند. برایشان مسئله دین مطرح نبوده است.”

رهبر کبیر انقلاب در سخنرانی خود در ۲۱ تیر ۶۲ با یادآوری تفکرات انجمن اظهار داشتند: «یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید، حضرت صاحب مگر برای چه می آید؟ حضرت صاحب می آید معصیت را بردارد. ما معصیت کنیم که او بیاید؟»

اما شاخص‌ترین موضع امام در مقابل انحراف برخی از روحانیون منتسب و یا نزدیک به انجمن حجتیه در “منشور روحانیت” منعکس شده است: «دسته ای دیگر از روحانی نماهایی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا می دانستند و سر به آستانه‌ی دربار می ساییدند، یک مرتبه متدین شده و بر روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آنهمه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند، تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می گویند مسئولین نظام کمونیست شده اند. تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان (ارواحنا فداه) را مفید و راهگشا می دانستند، امروز از اینکه در گوشه ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می دهد، فریاد وا اسلاما سر می دهند. دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی تر از انقلابی شده اند. ولایتی های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند.» منشور روحانیت ۶۷/۱۲/۳

امام خمینی با هوشیاری در یافته بود که تعطیلی انجمن فقط به خاطر حفظ ظاهر و نداشتن قدرت رویارویی با رهبری انقلاب بود. امام در یک جلسه خصوصی با یادآوری این که انجمن فعالیت خود را تعطیل کرده نه منحل، آن را بی فایده خوانده بود.

امروز انجمن چه می گوید

اعتقاد نداشتن به ولایت فقیه، دشمنی شدید با اهل سنت، ادعاهای دروغین درباره تشرف و رویت امام زمان(عج)، تشکیل کلاس های مرید پروری با عنوان نردبام عرفان و اخباری‌گری از اعتقادات روز انجمن به حساب می آید.

انجمن در مناسبت هایی همچو شهادت حضرت محسن، عیدالزهرا(س)، هفته وحدت، شهادت حضرت زهرا(س)، میلاد امام زمان(عج) و عید غدیر فعالیت های خود را در پوشش مراسم مذهبی تشدید می کند.

اکثر وبلاگ‌ها و رسانه های وابسته به انجمن با فحاشی خارج از عرف به اهل تسنن، موجب ایجاد تفرقه شده و جالب تر آنکه یکی از محور های حمله به مقام معظم رهبری موضع گیری های ایشان در راستای وحدت امت اسلامی است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جوانان استان سیستان و بلوچستان در سال ۸۱ فرمودند: «بدانید آن کسانی که شیعه را علیه سنی، سنی را علیه شیعه تحریک می کنند، نه شیعه را دوست دارند و نه سنی را، با اصل اسلام دشمن اند. رحما بینهم، یعنی برادران مسلمان بین خود رحیم و مهربان باشند. دشمن از هر دو طرف تلاش می کند.
از یک طرف غالی گری و ناصبی گری را ترویج می کند و شیعه را در چشم سنی دشمن حقیقی معرفی می کند -بعضی از متحجرین دینی هم متاسفانه باور می کنند- از سوی دیگر شیعه را به اهانت به مقدسات و ارزشهای سنی وادار می کند. توطئه دشمن آن است که این دو مکتب را در مقابل هم قرار دهد.»

خطیب مشهوری که انجمن را تبلیغ می کند

امام زمان(عج) در آخرین توقیع شریف خود به جناب علی ابن محمد سمری آخرین نایب خاص‌شان می‌فرمایند: «یا علی بن محمد السمری أعظم الله أجر إخوانک فیک فإنّک میّت ما بینک و بین ستة أیّام فاجمع أمرک و لاتوص إلی أحد یقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبة الثانیة [التامة] فلا ظهور إلّا بعد إذن الله عزّ و جلّ و ذلک بعد طول الأمد و قسوة القوب و امتلاء الأرض جوراً و سیأتی شیعتی من یدّعی المشاهدة، ألا فمن ادّعی المشاهدة قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کاذب مفتر»

«ای علی بن محمد سمری، خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر می‌میری، پس کارت را سامان ده و به کسی به عنوان جانشین پس از خود، وصیت مکن که دیگر غیبت تامه واقع شده است. دیگر ظهوری نیست مگر به اذن خداوند و آن پس از مدتی دراز و بعداز آن که دل‌ها سخت شد و زمین از ستم پرشد، به وقوع خواهد پیوست. به زودی از شیعیانم، کسانی خواهند آمد که ادعای دیدار (مشاهده) مرا می‌کنند. آگاه باشید هرکس پیش از خروج سفیانی و صیحة آسمانی ادعای دیدار مرا کرد، دروغگو و مفتری است.»

در عین حال، یکی از سخنرانان مذهبی که اکنون سخنرانی‌هایش در اکثر دکه های مذهبی پخش و بر روی گوشی‌های تلفن‌های همراه بلوتوث می‌شود، ادعا می‌کند: « امام زمان ماه رمضان پارسال، یکی از علما در جمکران خدمت امام زمان رسید، من با یک واسطه می‌گویم اجازه ندارم بگویم کی، با یک واسطه می گویم چون یک تیکه از پیغامش مربوط به من بود، خودشان، من شمال می رفتم منبر، آن عالم بزرگوار پرسیده بود آمد مازندران، یک افطار پیش ما بود، گفت، بنده را داغون کرد له کرد قلبمو چلوند رفت، بیچاره شدم، یک سال و نیمه دو ساله ماه رمضان پارسال به من گفت که امام زمان ۱۳ ماه رمضان تو جمکران خدمت آقا رسیده، دیدم چشایه مهدی فاطمه کوچولو شده زیر چشماش کبود شده…»

فرد مورد نظر که با وجود پخش نشدن سخنرانی‌هایش در صدا و سیما به شهرت رسیده است، در جایی دیگر با یادآوری خدمات شیخ حلبی، او را امام زمانی دانسته و می گوید “کاری با انگ های سیاسی ندارم، تمامی شاگردان حلبی منبرشون دربست برای امام زمانه…” وی در این رابطه اشاره نکرده است که سخنان صریح امام هم آیا انگ سیاسی است یا نه (گروه تاریخ رجا نیوز در صورت اعتراض نامبرده، اسناد و فایل صوتی وی را منتشر خواهد کرد)

به هر حال انجمن در جلسات خود وظیفه شیعه آل محمد(ص) را اینگونه بر می شمارد:

- انتظار: وضع انتظار و ندیدن امام معصوم از بزرگترین مصیبت‌هاست
- غمگین بودن به‌واسطه مفارقت آن حضرت
- دعا برای تعجیل فرج آن حضرت
- گریستن از دوری آن حضرت
- تسلیم و انقیاد داشته باشد که برای امر امام (ارواحنا فداه) عجله نکند
- صدقه به قصد سلامت آن حضرت

انجمن و فتنه ۸۸

یکی از تهمت هایی که مرتب به دولت‌های نهم و دهم زده می‌شد، ارتباط با انجمن حجتیه است. در عین حال،‌ عبدالکریم سروش در گفت‌وگویی تفصیلی با یکی از سایت های فارسی زبان خارج کشور، ضمن تبیین ساختار طیفی جنبش سبز به صورت ویژه ای بر حضور اعضای انجمن حجتیه در این جنبش تاکید کرد و گفت: «واقعیت این است که در درون جنبش سبز هم دینداران و هم غیردینداران، هم چپ‌ها و سکولارهای فلسفی و حتی افرادی از انجمن حجتیه وجود دارند و این را نه می‌توان انکار کرد و نه می‌توان مخفی نگاه داشت.»

صید مذهبی ها با نام دین

این جریان که هدف خود را بر روی جوانان مذهبی متمرکز کرده، قطعا از دیگر جریان‌های سیاسی خطرناک‌تر است، چراکه دیگر جریان‌ها سعی در جذب معاندین یا حداکثر افراد خنثی را دارند اما انجمن افرادی را بر ضد ولایت بر می انگیزاند که خود زمانی حامی آن به حساب می آمدند.

مبلغان انجمن با نفوذ در هیئت‌های مذهبی ابتدا با تقویت روابط عاطفی خود با طعمه سعی در مجاب کردن او در دین‌داری خود می‌کنند. طعمه مذهبی بعد از مدتی حسرت دین داری و اخلاص مبلغ را می کشد تا برای ضربه نهایی آماده شود.

در مرحله بعد پیشنهاد جالبی به طعمه می شود: «قرار بوده یه تعداد از دوستان بریم مشهد مقدس یکی نتوانست بیاد لذا امام رضا تو را طلبیده است نکند دعوت آقا را رد کنی نصف هزینه را هم بانی می دهد»

اما در طول این سفر هدفمند مراحل زیر به اجرا در می آید:

۱- نمایش دین داری، صداقت و توجه ویژه اعضا کاروان به امام زمان و اثبات آن به طعمه

۲- نقد هایی از جامعه سیاسی نظیر طرح ذبح شرعی طیور و ربا در بانک ها

۳- تشریح شرایط ظهور و تطابق آن با وضع کنونی و ذکر احادیث با تفسیر همسو

۴- لعن به خلفا و تشریح جنایات آنها و سوال پرسیدن در رابطه با اینکه چرا رهبری لعن آنها را در کشور امام زمان ممنوع کرده و…

۵- حمله به رهبری و شخص مقام معظم رهبری و طرح شبهات عجیب: «تو که به صداقت من شک نداری؟ فلان فامیل ما نزدیک به آقای خامنه ای است خودش دیده که… البته من نیز زمانی برای ایشان یقه چاک می دادم اما الان…»

۶- حرام دانستن پول دولت یا شهرداری با طرح سفسطه مربوطه
۷- دعوت از طعمه گرفتار در تور برای شرکت در جلسات خصوصی

غفلت مسئولین

به واقع تا به امروز چند فیلم، سریال یا حتی سخنرانی ساده در راستای افشای فعالیت های انجمن منتشر شده، نیروی مقاومت بسیج و امور مساجد تا به امروز چه اقداماتی را در زمینه توجیه نیروهای مذهبی و واکسیناسیون فرهنگی آنها کرده‌اند. در نهایت، چرا سازمان های امنیتی در برابر توزیع گسترده سخنرانی های مبلغین انجمن و تبدیل شدن آنها به الگو بی واکنش بوده اند؟


برچسب ها:
  ارسال دیدگاه


دیدگاه ها

اون سخنران (آقای دانشمند) کلیپ صوتیش هم موجود است در ضمن سخنرانی های ضد وحدتش هم مشهور

از این روشها عینا ضدانقلابهای مدرسه استفاده میکنند نمونه اش هییت منزل سبزواری که بر رفقا مخفی نیست :
مبلغان انجمن با نفوذ در هیئت‌های مذهبی ابتدا با تقویت روابط عاطفی خود با طعمه سعی در مجاب کردن او در دین‌داری خود می‌کنند. طعمه مذهبی بعد از مدتی حسرت دین داری و اخلاص مبلغ را می کشد تا برای ضربه نهایی آماده شود.

در مرحله بعد پیشنهاد جالبی به طعمه می شود: «قرار بوده یه تعداد از دوستان بریم مشهد مقدس یکی نتوانست بیاد لذا امام رضا تو را طلبیده است نکند دعوت آقا را رد کنی نصف هزینه را هم بانی می دهد»

اما در طول این سفر هدفمند مراحل زیر به اجرا در می آید:

۱- نمایش دین داری، صداقت و توجه ویژه اعضا کاروان به امام زمان و اثبات آن به طعمه

۲- نقد هایی از جامعه سیاسی نظیر طرح ذبح شرعی طیور و ربا در بانک ها

۳- تشریح شرایط ظهور و تطابق آن با وضع کنونی و ذکر احادیث با تفسیر همسو

۴- لعن به خلفا و تشریح جنایات آنها و سوال پرسیدن در رابطه با اینکه چرا رهبری لعن آنها را در کشور امام زمان ممنوع کرده و…

۵- حمله به رهبری و شخص مقام معظم رهبری و طرح شبهات عجیب: «تو که به صداقت من شک نداری؟ فلان فامیل ما نزدیک به آقای خامنه ای است خودش دیده که… البته من نیز زمانی برای ایشان یقه چاک می دادم اما الان…»

۶- حرام دانستن پول دولت یا شهرداری با طرح سفسطه مربوطه
۷- دعوت از طعمه گرفتار در تور برای شرکت در جلسات خصوصی

(آنچه در مدرسه رخ میدهد ):

سکولار های مذهبی

خاستگاه اصلی فکر جدایی دین ازسیاست غرب می باشد ومنشا اصلی وپیدایش آن حاکمیت مستبد کلیسا وآموزه های متعارض با عقل وعلم مسیحیت تحریف شده بوده است ونتیجه این تعارض جدایی دین از سیاست در همه عرصه ها یی بود که ادعا می شد علم وعقل در آن سخنی میگوید اما در جهان اسلام هم عده ای از طرفداران این نظریه بوده اند یکی حاکمان جور که می خواستند خلافت رابه سلطنت تبدیل کنند ودیگری روشنفکران غرب زده ای که حکومت اسلام رامخالف با دموکراسی می دانستند والبته اعتقاد چندانی هم به مبانی فکری اسلام وتشیع نداشتند . اما دراین میان گروهی هستند که کاملا معتقد به اسلام وتشیع بوده وبه اصطلاح مذهبی دوآتیشه هستند اما حکومت اسلامی ودخالت دین در سیاست را در زمان غیبت نمی پذیرند این گروه مرموز معتقدند چون ما نمیتوانیم حکومتی بدون نقص تشکیل دهیم واصولا لازمه سیاست دروغ ودغل بازی وظلم وخلاف شرع است پس حکومت اسلامی خود باعث تضعیف وخراب شدن دین در بین مردم می شود وچهره ی مقدس دین آلوده می گرددآنها معتقدندفقط باید خود وجامعه را اصلاح ونیروی بالقوه خود را نگه داریم تا امام زمان تشریف بیاورند وحکومت تشکیل دهند این یعنی نوعی دین داری خنثی که در آن نه مبارزه ای هست نه زندان وشکنجه ونه کشته شدنی در این دیدگاه تقیه سکوت وسازش در مقابل ظالم جایگاه خاصی دارد در این تفکرقیام قبل از ظهور بر اساس چند روایت حرام است آنها می گویند شما که می گویید حکومت اسلامی خوب است مصداق حاکم اسلامی را نشان بدهید کسی که معصوم ازخطا باشد نشان دهید کسی که هوی وهوس وشهوت وغضب نداشته باشد نشان بدهید خون مردم جان وعرض وناموس مردم را نمی توان به کسی که خطا میکند داد این جماعت با کنار گذاشتن حجم انبوهی از آیات وروایات که به مبارزه مسلمانان ومنتظران با حکام ظالم تاکید دارد وغافل از این که حکومت در زمان غیبت وظیفه است به انکار انقلاب اسلامی می پردازند حضرت امام خمینی ره می فرمایند:

ما وظیفه داریم مردم مظلوم ومحروم را نجات دهیم
ماوظیفه داریم پشتیبان مظلومین ودشمن ظالمین باشیم.همین وظیفه است که امیرالمومنین دروصیت معروف به دوفرزند بزرگوارش تذکر میدهد ومیفرماید:{کوناللظالم خصما وللمظلوم عونا}دشمن ستمگر وپشتیبان ستمدیده باشید. علمای اسلام موظفندباانحصارطلبی واستفاده های نامشروع ستمگران مبارزه کنند ونگذارندعده کثیری گرسنه ومحروم باشند ودر کنار آنان ستمگران غارتگر وحرام خار در ناز ونعمت به سر ببرند .امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند من حکومت را به این علت قبول کردم که خداوند تبارک وتعالی از علمای اسلام تعهد گرفته وآنان را ملزم کرده که در مقابل پر خوری وغارتگری ستمگران وگرسنگی ومحرومیت ستمدیدگان ساکت ننشینند وبی کار نایستند.
وظیفه علمای اسلام وهمه ی مسلمانان است که به این وضع ظالمانه خاتمه دهندودر این راه که راه سعادت صدها ملیون انسان است حکومت های ظالم را سرنگون وحکومت اسلامی تشکیل دهند.
اکنون که شخص معینی از طرف خدای تبارک وتعالی برای احراز مر حکومت در دوره غیبت تعییین نشده است تکلیف چیست ؟آیا باید اسلام را رها کنید ؟دیگر اسلام نمی خواهیم ؟اسلام فقط برای دویست سال بود ؟یا این که اسلام تکلیف معین کرده است،ولی تکلیف حکومتی نداریم ؟معنای نداشتن حکومت این است که تمام حدود وثغورمسلمین از دست برود وما با بی حالی دست روی دست بگذاریم که هر کاری می خواهند بکنند .وما اگر کارهای آنها را امضا نکنیم ؛رد نمی کنیم .آیا باید این طور باشد ؟یا این که حکومت لازم است واگر خدا شخص معینی را برای حکومت تعیین نکرده است ،لکن آن خاصیت حکومتی را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب ارواحنا فداه موجود بود باید بعدازغیبت هم قرار بدهد این خاصیت که عبارت است از علم به قانون وعدالت در عده بیشماری از فقهای عصرما موجود است .اگر با هم اجماع کنن میتوانند حکومت عدل عمومی در عالم تشکیل دهند.

درپایان این نکته را عرض کنم که ممکن است عده ای تصور کنند که مقصود ما از این گروه وتفکری که ذکر کردیم انجمن حجتیه است در حالی که باید عرض کنم انجمن حجتیه یک حلقه از این زنجیره مرموز است که سر آن به استکبار جهانی متصل است واز ثمرات شوم آن توهین اخیر عده ای از مقدس نماها نسبت به امام ورهبری است که از ذکر جزییات آن معذوریم مقصود این که اگر امروز نظام مقدس جمهوری اسلامی با همراهی روحانیت مظم وانقلابی ومردم حزب اللهی ایران جلوی این جریان را نگیرد در آینده شاهد فتنه سکولار های مذهبی خواهیم بود .

آیا این شباهتها اتفاقی است ؟
در اساسنامه انجمن آمده دخالت در سیاست ممنوع است اما عملا کارسیاسی میکنند در اساسنامه مدرسه هم بحث سیاسی ممنوع است اما عملا نظام و ولایت فقیه به صورت زیرکانه ای زیر سوال میرود
انجمن بر روی مساله برایت ولعن صحابه به طور علنی بسیار کار میکند وآنرا استراتجی برای تقابل با امام ورهبری که پرچمدار وحدت هستند قرار میدهد وعینا پر رنگ بودن این مساله در مدرسه قابل مشاهده است ومجالس عیدالزهرا برای نمونه برای هیچ کس قابل انکار نیست .
انجمن با بزرگ جلوه دادن مراجع غیر همسو با انقلاب ونفی علمیت واجتهاد رهبری سعی در نفی مشروعیت نظام دارد وتعریف از ایت الله سید صادق شرازی ،حلبی وشریعتمداری در مدرسه ودر عین حال نفی اعلمیت رهبری بر رفقای آشنا با مدرسه برکسی پوشیده نیست (وقتی به سید صادق شیرازی توسط آقای رحمانی نقد کوچکی صورت گرفت شاهد بودید که چه غوغایی در درس اخلاق شد اما وقتی به امام ورهبری وشهدا توهین میشد برای آقایان ثابت نمیشد ودیگر خطاب کردن حلبی به علامه حلبی و…)
انجمن فلسفه وعرفان را حرام ونجس میداند واین را بهانه ای برای کوبیدن امام وبزرگان انقلاب که اکثرا مشرب فلسفی وعرفانی دارند قرار داده است ودر مدرسه هم به طور ناشیانه ای کفر خواندن فلسفه و بزرگان عرفان وفلسفه توسط اساتید صورت میگیرد آنهم برای پایه های اول و دوم وسوم !که این هم براحدی پوشیده نیست وکاملا عجیب ومشکوک است .
انجمن با طرح نقدهایی بر صدا وسیما ربا در بانکداری اهداءعضوو….همچنین شیوع فساد در جامعه سعی دارد این گونه القا نماید که قید اسلامی بودن نظام با این مسایل در تعارض است ودر واقع نظام دارد به اصل اسلام ضربه میزند واسلام رابدنام میکند که همه شاهدنند عینا این نقدها در مدرسه صورت میگیرد در حالی که ماکه از خوبی های نظام جز یک مورد چیزی نشنیدیم کسی شنیده بگه ماهم بدونیم !
انجمن در درجه اول سعی میکند افراد را با توجه به امام عصر و زاهد جلوه دادن خود اینگونه القا کند که باید اصلاح فردی صورت بگیرد واشخاص را نسبت به اصلاح اجتماعی وبه عبارتی انقلاب اسلامی که مظهر اصلاح اجتماعی است بی تفاوت میکنند وما عینا این بی تفاوت کردن طلبه ها واینکه باید معتدل بود وطلبه فقط باید دنبال تهذیب نفس ودرس وبحث باشد وکاری به امور سیاسی نداشته باشد را در مدرسه به عیان مشا هده میکنیم
ودهها مورد دیگر از جمله ترویج حدیث کل رایه وشبهات متفاوت نسبت به مبانی نظام وبرخورد با هرگونه نماد انقلابی واخراج طلاب انقلابی ودهها مورد شباهتهای مختلف که در مجموعه مدرسه با انجمن وجود دارد این سوال را در ذهن ایجاد میکند که چه طور میشود همه اینها اتفاقی باشد؟ومدرسه کاملا در خط انقلاب ورهبری است با عقل ما که جور در نمیاد !!!!!

اردوهای مشهد مدرسه محلی برای ترویج افکر انجمن

یادتونه پارسال به دروغ اس ام اس دادید که «الا إن حزب الله هم الغالبون» و بعد هم نوشته بودید که مدرسه داره تعطیل می شه و حاج آقای شیرازی (حفظه الله تعالی) دارند از مدیریت برکنار می شوند ولی خب به کوری چشم شماها دیدیم که این طور نشد و حالا شاهد اتفاقی بسیار جالب و خوشحال کننده هستیم و اون اینکه آقای عباسی که خیلی بهش دل بسته بودید برکنار شد و الحمد لله این خبر هم راسته (نه مثل خبرهای شما.) شما هم که در مورد برکناری آقای عباسی چیزی ننوشتید. تو عمرم خبر به این خوبی نشنیده بودم.

ارسال دیدگاه





کلیه ی حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به پایگاه اینترنتی نفوذ می باشد.
طراحی و اجرا : نیکان پردازش اسپادان
copyright © 2010 nofooz